![]() |
سکوت سرد |
![]() |
|
شاعرانه نیست !
انعکاس ماه خاطرات شب سایه سیاه . شاعرانه نیست ! آبی غلیظ پرده اتاق حرف تند و تیز . شاعرانه نیست ! قاب عکس تو مرد مهربان داس ماه نو . شاعرانه نیست ! بی تو چشم من موج می زند اشک و خشم من . بی تو این جهان شاعرانه نیست ! باورم کن این بهانه نیست پدر ... خدایا ! پشت پنجره باران می آید نمی دانم چرا باید جای خالی های خشک و خالی روی زمین با قطرات باران پر شود !
روزت مبارک پدر . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 0:41 توسط |
|
|
خدایا کفر نمی گویم
گویم ِ پریشانم ِ چه می خواهی تو از جانم ؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی . خداوندا ! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی ؟! خداوندا ! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه دیوار بگشایی لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی ؟! خداوندا ! اگر روزی بشر گردی زحال بندگانت با خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت ِ از این بودن ِ از این بدعت . خداوندا تو مسئولی . خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است ِ چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است ... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
|
2 نوشته شده در
جمعه پنجم تیر 1388ساعت 7:34 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از دیاری می گذر یم که سکوت از آن سرچشمه می گیرد و زمزمه ’ فراق را در دل خسته دلان زنده می کند ...
|
| پیوندها |
|
دریچه خیال دلبستگان چشم انتظار من باش دختر مهتاب جسد آستان جانان فانوس خیس فانوسک خاموش چکامه های دل من و تو ....::::شبگرد تنها::::.... روضه قلب |
|
RSS
|